از رفع موانع و افزایش ظرفیت‌ها تا توسعه اشتغال و کارآفرینی، مدیر شایسته کیست ؟!

کدخبر: 2794 —
ضرورت بازنگری در معیارهای شایستگی مدیران و پاسخ‌گویی در برابر فرصت‌های ازدست‌رفته ،یکی از پرسش‌های اساسی در نظام مدیریتی کشور این است که یک مدیر واقعاً بر چه اساسی شایسته و توانمند شناخته می‌شود؟ آیا داشتن تحصیلات، سابقه مدیریتی، جایگاه سازمانی یا صرفاً اداره روزمره یک مجموعه برای اثبات صلاحیت مدیریت کافی است؟

به گزارش اقتصادبرخط، امیر علی درخشان؛ مهم‌ترین معیار شایستگی یک مدیر، توانایی او در شناسایی و رفع موانع، فعال‌سازی ظرفیت‌های بلااستفاده و فراهم کردن زمینه توسعه فعالیت‌ها و ایجاد اشتغال باشد.

امروز در بخش‌های مختلف کشور، از صنعت و تولید گرفته تا ورزش، خدمات و بنگاه‌های اقتصادی، امکانات و سرمایه‌های قابل توجهی وجود دارد که تنها بخشی از ظرفیت واقعی آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. کارخانه‌ای که با نیمی از ظرفیت تولید می‌کند، مجموعه ورزشی که بخش قابل توجهی از ساعات فعالیت آن بلااستفاده است یا کسب‌وکاری که به دلیل موانع اداری و تصمیم‌های غیرکارشناسی امکان توسعه ندارد، همگی نمونه‌هایی از فرصت‌های اقتصادی و شغلی ازدست‌رفته هستند.

مدیریت یا صرفاً حفظ وضعیت موجود؟

وظیفه یک مدیر توانمند، صرفاً اداره شرایط موجود نیست؛ بلکه باید بتواند موانع رشد را شناسایی و برطرف کند، بهره‌وری را افزایش دهد و مجموعه تحت مسئولیت خود را به بالاترین ظرفیت پایدار و قابل تحقق برساند.

مدیری که مجموعه‌ای را با تعداد مشخصی نیروی انسانی و سطح معینی از فعالیت تحویل می‌گیرد و پس از چند سال، بدون دلیل موجه، همان مجموعه را با همان ظرفیت اداره می‌کند، لزوماً مدیر موفقی نیست.

حفظ وضعیت موجود، به‌تنهایی نشانه شایستگی مدیریتی نیست. مدیری که فرصت‌های توسعه را نادیده می‌گیرد، ممکن است بدون تحمیل خسارت مالی مستقیم، با از بین بردن فرصت‌های رشد و اشتغال، به اقتصاد کشور آسیب وارد کند.

اشتغال‌زایی بدون سرمایه‌گذاری‌های سنگین

یکی از نکات کمتر مورد توجه این است که ایجاد اشتغال الزاماً نیازمند احداث کارخانه‌های جدید یا سرمایه‌گذاری‌های گسترده نیست. گاهی برطرف کردن چند مانع مدیریتی و اداری می‌تواند ظرفیت فعالیت مجموعه‌های موجود را افزایش داده و فرصت‌های شغلی قابل توجهی ایجاد کند.

برای مثال، اگر تنها ده هزار بنگاه اقتصادی کوچک بتوانند با استفاده بهتر از امکانات موجود، هرکدام سه فرصت شغلی جدید ایجاد کنند، در مجموع سی هزار فرصت شغلی به وجود خواهد آمد.

در این میان، نقش مدیران دولتی بسیار تعیین‌کننده است. یک مدیر ممکن است مستقیماً حتی یک نفر را استخدام نکند، اما با تسهیل فعالیت بخش خصوصی، زمینه اشتغال هزاران نفر را فراهم آورد. در مقابل، تصمیم‌های غیرکارشناسی او می‌تواند فعالیت ده‌ها بنگاه اقتصادی را محدود و فرصت‌های شغلی بسیاری را نابود کند.

بنابراین، مدیر شایسته الزاماً کسی نیست که خودش اشتغال ایجاد کند؛ بلکه کسی است که شرایط اشتغال‌زایی دیگران را فراهم می‌کند.

ضرورت تأسیس مرکز ارزیابی شایستگی مدیران

برای اصلاح این وضعیت، پیشنهاد می‌شود مرکزی تخصصی و مستقل، با بهره‌گیری از ظرفیت نهادهای نظارتی موجود، برای ارزیابی عملکرد و شایستگی مدیران ایجاد شود.

در این سازوکار، هنگام انتصاب هر مدیر، وضعیت مجموعه تحت مسئولیت او شامل تعداد کارکنان، درصد ظرفیت فعال، میزان تولید یا خدمات، بهره‌وری و امکانات بلااستفاده ثبت شود. سپس پس از یک سال و مجدداً در پایان سال دوم، عملکرد مدیر بر اساس تغییرات ایجادشده مورد ارزیابی قرار گیرد.

در این ارزیابی باید مشخص شود مدیر چه موانعی را برطرف کرده، چه میزان از ظرفیت‌های بلااستفاده را فعال کرده، چه فرصت‌های شغلی جدیدی ایجاد شده و عملکرد اقتصادی مجموعه چه تغییری داشته است. البته شرایط اقتصادی، محدودیت‌های قانونی و میزان اختیارات مدیر نیز باید لحاظ شود.

مدیری که پس از یک یا دو سال، بدون دلایل موجه، هیچ پیشرفتی در بهره‌وری، توسعه فعالیت‌ها یا رفع موانع ایجاد نکرده است، نباید صرفاً به دلیل سابقه حضور یا روابط سازمانی در جایگاه خود باقی بماند.

همچنین انتشار گزارش‌های دوره‌ای و شناسایی مدیران موفق می‌تواند زمینه رقابت سالم، ارتقای شایسته‌سالاری و انتخاب مدیران بر اساس دستاوردهای واقعی را فراهم کند.